ترید

چرا بعد از سود کردن، همه سودم را پس می‌دهم؟

  1. چرا بعد از سود کردن، همه سودم را پس می‌دهم؟
  2. خطرناک‌ترین روز یک معامله‌گر چه روزی است؟
  3. چرا بعد از چند برد، قوانین را کنار می‌گذاریم؟
  4. مشکل تحلیل نیست؛ مشکل رفتار ما بعد از سود است
  5. اعتمادبه‌نفس یا غرور؟
  6. احساس شکست‌ناپذیر بودن؛ دشمن پنهان تریدر
  7. چرا حرفه‌ای‌ها بعد از رسیدن به سود هدف، متوقف می‌شوند؟
  8. ضررها شخصیتت را می‌سازند، سودها آن را امتحان می‌کنند
  9. حرف دینو
  10. نسخه سرآشپز دینو

اگر از من بپرسید خطرناک‌ترین روز یک معامله‌گر چه روزی است، احتمالاً انتظار دارید بگویم روزی که حسابش کال‌مارجین می‌شود یا چند معامله پشت سر هم ضرر می‌کند. اما تجربه من چیز دیگری می‌گوید. خطرناک‌ترین روز، معمولاً روزی است که چند معامله خوب پشت سر هم انجام داده‌ای و احساس می‌کنی بالاخره بازار را فهمیده‌ای. تقریباً همه ما این داستان را تجربه کرده‌ایم. هفته را عالی شروع می‌کنی. دو معامله سودده، بعد سومی هم به تارگت می‌رسد. موجودی حسابت بالا آمده و برای اولین بار بعد از مدت‌ها با لبخند از پشت مانیتور بلند می‌شوی. حتی شاید با خودت بگویی:

اما چند ساعت بعد اتفاق عجیبی می‌افتد. بازاری که تا چند دقیقه قبل با حوصله منتظر ستاپش بودی، حالا انگار پر از فرصت شده است. معامله‌ای را می‌بینی که اگر صبح بود، حتی به آن نگاه هم نمی‌کردی. این بار اما بدون صبر، بدون اینکه تمام قوانینت را بررسی کنی، وارد معامله می‌شوی. شاید حتی حجم معامله را هم کمی بیشتر می‌کنی؛ چون با خودت فکر می‌کنی:

چند دقیقه بعد، بازار خلاف جهتت حرکت می‌کند. به جای اینکه طبق برنامه خارج شوی، کمی بیشتر صبر می‌کنی. بعد حجم را اضافه می‌کنی. بعد یک معامله دیگر باز می‌کنی تا ضرر قبلی را جبران کنی. وقتی روز تمام می‌شود، چیزی که روی صفحه می‌بینی دیگر آن سود زیبای صبح نیست. انگار تمام زحمت چند روز گذشته در چند تصمیم عجولانه دود شده و به هوا رفته است.

بیشتر معامله‌گرها فکر می‌کنند مشکل از تحلیلشان است. تصور می‌کنند هنوز به اندازه کافی بازار را بلد نیستند. برای همین دوباره سراغ ویدئوهای آموزشی، دوره‌های جدید یا استراتژی‌های دیگر می‌روند. اما حقیقت این است که مشکل، اغلب تحلیل نیست؛ مشکل، رفتار ما بعد از سود کردن است.مغز انسان برای زنده ماندن طراحی شده، نه برای معامله‌گری. وقتی چند موفقیت پشت سر هم تجربه می‌کنیم، مغز به ما پاداش می‌دهد. هورمون دوپامین ترشح می‌شود و احساس قدرت می‌کنیم. این حس در زندگی روزمره مفید است، اما در بازارهای مالی می‌تواند بسیار خطرناک باشد. چون کم‌کم این پیام را به ما می‌دهد که: “تو بازار را فهمیده‌ای”.

از همین لحظه، قوانین یکی‌یکی کنار می‌روند. ورودی‌هایی که قبلاً رد می‌کردیم، حالا جذاب به نظر می‌رسند. حجم معاملات آرام‌آرام بیشتر می‌شود. صبر کمتر می‌شود. و مهم‌تر از همه، احساس می‌کنیم این بار قوانین برای ما استثنا هستند.جالب است که بیشتر معامله‌گرها فکر می‌کنند اعتمادبه‌نفسشان زیاد شده است، در حالی که چیزی که رشد کرده، اعتمادبه‌نفس نیست؛ غرور است.

 اعتمادبه‌نفس از اجرای مداوم یک فرآیند به وجود می‌آید. اما غرور، فقط به چند نتیجه خوب احتیاج دارد. این دو از دور شبیه هم هستند، اما در عمل کاملاً متفاوت‌اند. اعتمادبه‌نفس باعث می‌شود حتی بعد از چند برد، همچنان به برنامه معاملاتی خودت پایبند بمانی. اما غرور آرام در گوشت زمزمه می‌کند:”این یکی فرق دارد… این معامله را بدون قانون هم می‌توانی بگیری” و من همیشه گفته ام که اگر ما ضرر های خودمان را بخوریم هیچ مشکلی پیش نمیاد ولی ظاهرا درک حرف من ساده نیست، چون باز هم خیلی ها انجامش میدهند. همین یک جمله، سود یک هفته را به ضرر یک روز تبدیل می‌کند.

این اتفاق فقط در بازارهای مالی رخ نمی‌دهد. راننده‌ای را تصور کن که چند سال بدون تصادف رانندگی کرده است. کم‌کم کمربند ایمنی را نمی‌بندد، سرعتش بیشتر می‌شود و فاصله‌اش با ماشین جلویی کمتر. نه به این دلیل که رانندگی‌اش بهتر شده، بلکه چون بیش از حد به خودش اطمینان پیدا کرده است. بازار هم دقیقاً همین‌طور عمل می‌کند. بزرگ‌ترین دشمن یک معامله‌گر، بعد از چند برد، بازار نیست؛ احساس شکست‌ناپذیر بودن است.

برای همین بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای یک قانون ساده دارند. وقتی به سود هدف روز یا هفته می‌رسند، معامله کردن را متوقف می‌کنند. نه چون فرصت دیگری وجود ندارد، بلکه چون می‌دانند خطرناک‌ترین تصمیم‌ها معمولاً بعد از بهترین نتایج گرفته می‌شوند.بح بح چی گفتم به قول یکی از اساتیدم که میگفت خودتم نفهمیدی چی گفتی ولی عجب جمله  خوبی گفتی. برگردید و دوباره بخونیدش، شاید مهم‌ترین درسی که بازار طی این سال‌ها به من داده همین باشد؛ ضررها شخصیت معامله‌گر را می‌سازند و سودها آن را امتحان می‌کنند. اگر توانستی بعد از یک برد بزرگ، همان معامله‌گر آرام، منظم و قانون‌مدار چند ساعت قبل باقی بمانی، احتمالاً در مسیر درستی قرار گرفته‌ای. اما اگر هر بار بعد از چند معامله موفق احساس کردی دیگر به قوانین نیازی نداری، بدان که بازار هنوز درس مهمی برایت کنار گذاشته است.

     بازار معمولاً حساب معامله‌گرهای ضعیف را نابود نمی‌کند؛ حساب معامله‌گرهایی را نابود می‌کند که بعد از چند برد، فکر می‌کنند دیگر ضعیف نیستند.

بعد از اینکه به سود هدف روزانه یا هفتگی‌ات رسیدی، همان لحظه پلتفرم معاملاتی را ببند و دیگر معامله نکن. اگر هم واقعاً وسوسه شدی، قبل از هر ورود جدید از خودت بپرس: اگر امروز در ضرر بودم، باز هم این معامله را می‌گرفتم؟ اگر جواب منفی بود، بدان تصمیم را غرورت گرفته، نه پلن معاملاتی‌ات و اینم بدون که اگر بری سمت سیستم جوری میزنمت که به دو قسمت مساوی تقسیم شی، آدم باش و برای مهارتت ارزش قائل باش.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *