ترید

گاو نباش! چرا تریدرهای حرفه‌ای قبل از شاخ زدن، ژورنال می‌نویسند؟ 🐂📒

  1. گاوها و ناگاوها
  2. ناگاوها دقیقاً چطور تبرشان را تیز می‌کنند؟
  3. مرحله اول برای ناگاو شدن: ثبت
  4. مرحله دوم: استخراج آمار
  5. مرحله سوم: تحلیل آمار
  6. مرحله چهارم: طراحی پلن جدید
  7. مرحله پنجم: اجرا

من در طول چند سال‌ فعالیتم در بازار متوجه یک حقیقت عجیب شدم تقریباً همه تریدرها به دو دسته تقسیم می‌شوند

گاو بودن ربطی به صعودی بودن بازار ندارد. منظورم چیز دیگری است.گاو کسی است که سرش را پایین می‌اندازد و فقط تبر می‌زند بیشتر کار می‌کند، بیشتر معامله می‌کند، کمتر چارت می‌بیند، بیشتر آموزش می‌خرد و کمتر به ،آیند اجرا فکر می‌کند.

در مقابل این دوستان، ناگاوها قرار دارند.

ناگاوها لزوماً بیشتر از گاوها کار نمی‌کند، اما بیشتر یاد می‌گیرند. بیشتر مشاهده می‌کنند بیشتر اشتباهاتشان را بررسی می‌کنند

و قبل از اینکه دوباره تبر بزنند، مطمئن می‌شوند تبرشان هنوز تیز است، جالب اینجاست که اکثر ما وقتی وارد بازار می‌شویم، فکر می‌کنیم ناگاو هستیم. اما واقعیت چیز دیگری است

اجازه بدید یک سؤال از تون بپرسم

اگر همین الان از تو بخواهم دلیل آخرین ده معامله‌ات را توضیح بدهی، می‌توانی؟

اگر بپرسم بیشترین ضررهایت دقیقاً در چه شرایطی رخ داده‌اند، جواب داری؟

اگر بپرسم کدام احساس بیشتر از همه به حسابت ضربه زده؛ ترس، طمع یا عجله، مطمئنی که می‌دانی؟

اگر جوابت «نه» است، احتمالاً مدتی است که در حالت گاوی زندگی می‌کنی.

چون گاو معامله می‌کند اما ثبت نمی‌کند. تصمیم می‌گیرد اما بررسی نمی‌کند، اشتباه می‌کند اما یاد نمی‌گیرد و او هر روز تبر می‌زند و تصور می‌کند مشغول پیشرفت است. در حالی که فقط مشغول تکرار است

اما ناگاو یک عادت متفاوت دارد، اون ژورنال می‌نویسد، نه برای اینکه دفترش پر شود، نه برای اینکه حس حرفه‌ای بودن داشته باشد بلکه برای اینکه حقیقت را ببیند. ژورنال جایی است که ناگاو می‌فهمد مشکلش بازار نیست مشکلش خودش که فقط سرو انداخته پایین و شاخ میزنه به مارکت.شاخ زدن یعنی چی؟ یعنی ورودهای عجولانه، یعنی نقض قوانین،یعنی معامله کردن بعد از خشم و هیجان و همین آگاهی، فاصله بین یک تریدر گاو و یک تریدر ناگاو را می‌سازد.

در فارکس، تفاوت اصلی بین گاو و ناگاو در میزان تلاش نیست، هر دو تلاش می‌کنند تفاوت در میزان یادگیری نیست تفاوت در ثبت وقایع و درس گرفتن از اوناست شاید یکی درکش از تکنیکال پایین باشه و یکی فقط بخاطر عدم صبوریه که نتونسته تا الان موفق بشه و تنها ژورنال کردن است که میتونه این جواب این قسمت را بده.

خیلی‌ها فکر می‌کنند ژورنال یعنی نوشتن چند خط درباره یک معامله اما این فقط ثبت خاطرات است، نه ژورنالینگ، ژورنال واقعی یک چرخه داره، چرخه‌ای که گاوها هیچ‌وقت وارد آن نمی‌شوند.

ناگاو هیچ چیز را به حافظه‌اش نمی‌سپارداو می‌داند ذهن انسان وکیل مدافع خودش است، بردها را بزرگ می‌کند، باخت‌ها را توجیه می‌کند و بالاخره همه را گاو میپندارد بجز خودش پس سعی میکند همه چیز را ثبت کند تا واقعیت را ببیند.

یک معامله چیزی به تو یاد نمی‌دهد، ده معامله هم شاید نه اما صد معامله داستان دیگری دارد. ناگاوها از دل معاملاتشان آمار استخراج می‌کنند. بیشترین ضررها در چه روزهایی رخ داده‌اند؟ بیشترین سودها در چه ساعاتی بوده‌اند؟ کدام ستاپ واقعاً سودده است؟ کدام ستاپ فقط ظاهر زیبایی دارد؟ اینجاست که حدس‌ها جای خود را به واقعیت می‌دهند و ما بجای فقط شاخ زدن اول تماشا میکنیم که به چی میخواهیم شاخ بزنیم.

این مرحله همان چیزی است که اکثر گاوها از آن فرار می‌کنند، چون حقیقت همیشه زیبا نیست. شاید بفهمی مشکل تو تحلیل تکنیکال نیست شاید مشکل عجله باشد، شاید مشکل ترس از جاماندن باشد، شاید مشکل این باشد که بعد از هر برد، قانون‌هایت را فراموش می‌کنی و نکته مهم اینکه ناگاوها به دنبال مقصر نمی‌گردند بلکه دنبال الگو می‌گردند.

دانستن مشکل کافی نیست. اگر کافی بود، همه موفق بودند ناگاو بعد از کشف مشکل، برای آن راه‌حل می‌نویسد

اگر مشکلش ورودهای عجولانه بوده، قانون جدید تعریف می‌کند.

اگر مشکلش بیش‌معامله‌گری بوده، محدودیت تعیین می‌کند.

اگر مشکلش مدیریت ریسک بوده، ساختار جدیدی می‌سازد.

او فقط آگاه نمی‌شود بلکه اصلاح می‌کند.

اینجا جایی است که قراره هدفمند شاخ بزنی، دقیقا جوری که ما تریدرا دوست داریم بازار همیشه گاوی باشه

 و گاو وال استریت با شاخ هایش به جنگ پنجه های خرس بره.

اما این بار کورکورانه نیست، این بار با یک نسخه بهتر از خودت وارد بازار می‌شوی ،

 دوباره ثبت می‌کنی

 دوباره آمار می‌گییری

دوباره تحلیل می‌کنی

دوباره اصلاح می‌کنی

و چرخه از نو آغاز می کنی.

راز پیشرفت ناگاوها در استعداد بیشتر نیست، در هوش بیشتر هم نیست. اونا فقط یک کار را بهتر انجام می‌دهند،آن‌ها اجازه نمی‌دهند اشتباهاتشان بدون پرداخت شهریه از کنارشان عبور کند.

الانی که این مقاله را مینویسم زمانی میشود که دیگر از گاو بودن به گروه ناگاوها جوین شده ام و میتونم بگم قبل از این مرحله خیلی گاو بودم و الان درکش میکنم امیدوارم این مقاله باعث بشه شما هم به این درک برسید.

نویسنده: رفیع احمد فیضی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *