
سر تیتر ها
- چرا هیچ سبک معاملاتی نمیتواند کل بازار را بفهمد؟
- پس راهحل چیست؟
- تمرین امروز
- حرف دینو 💡
چرا هیچ سبک معاملاتی نمیتواند کل بازار را بفهمد؟
تقریباً تمام معاملهگرها یک روز به این نقطه میرسند. چند معامله پشت سر هم خراب میشود و با خودشان میگویند: احتمالاً مشکل از سبک معاملاتی من است.
از همان لحظه، سفر همیشگی شروع میشود. از پرایس اکشن به ICT، از ICT به RTM، بعد الیوت، هارمونیک، اسمارتمانی و دهها سبک دیگر. هر بار هم یک امید مشترک وجود دارد، شاید این یکی همان سیستم کاملی باشد که همهچیز را توضیح میدهد. اما چند هفته یا چند ماه بعد، دوباره همان اتفاق تکرار میشود. چند ضرر، چند تحلیل اشتباه و این بار یک جمله جدید:
“احتمالاً هنوز سواد من کافی نیست.مشکل دقیقاً از همین باور شروع میشود؛ اینکه فکر میکنیم یک سبک معاملاتی باید بتواند تمام بازار را توضیح دهد.در حالی که بازار اصلاً چنین جایی نیست. بازار حاصل تصمیم میلیونها انسان، شرکت، بانک، صندوق سرمایهگذاری، الگوریتم، خبر، احساسات و اتفاقات سیاسی و اقتصادی است. هر کدام از اینها روی قیمت اثر میگذارند. یعنی ما با یک سیستم فوقالعاده پیچیده طرف هستیم، نه یک معادله ساده که با چند قانون ثابت حل شود.
حالا سؤال اینجاست؛ چطور ممکن است یک سبک معاملاتی بتواند تمام این پیچیدگی را درک کند؟
واقعیت این است که هیچ سبکی برای این کار ساخته نشده است. هر سبک فقط روی یک بخش از بازار تمرکز میکند. یکی رفتار قیمت را بهتر میبیند، یکی نقدینگی را، یکی ساختار بازار را و یکی چرخههای زمانی را. این تفاوت به این معنی نیست که یکی درست است و بقیه اشتباهاند؛ فقط یعنی هر کدام از یک زاویه متفاوت به بازار نگاه میکنند. داستان معروف “فیل و افراد نابینا” دقیقاً همین را توضیح میدهد. یکی خرطوم فیل را لمس میکند و میگوید فیل شبیه مار است. دیگری گوشش را لمس میکند و میگوید نه، شبیه بادبزن است. سومی پای فیل را لمس میکند و مطمئن است که فیل شبیه ستون است. هیچکدام دروغ نمیگویند، اما هیچکدام هم کل حقیقت را نمیبینند.
سبکهای معاملاتی هم دقیقاً همین هستند؛ هر کدام بخشی از حقیقت بازار را میبینند، نه تمام آن را.مشکل از جایی شروع میشود که از یک ابزار، انتظار کاری را داریم که اصلاً برای آن ساخته نشده است. هیچکس از چکش انتظار ندارد پیچ را باز کند. همانطور هم نباید از یک ستاپ انتظار داشته باشیم تمام رفتارهای بازار را توضیح دهد. هر ابزار قلمرو خودش را دارد و بیرون از آن قلمرو، طبیعی است که ضعیفتر عمل کند.
پس راهحل چیست؟
راهحل این نیست که هر چند ماه یک بار سبک خودت را عوض کنی. راهحل این است که سبک خودت را عمیقتر بشناسی.به جای اینکه بپرسی: آیا این ستاپ همیشه جواب میدهد؟از خودت بپرس، این ستاپ دقیقاً برای چه شرایطی ساخته شده است؟
همین یک سؤال، نگاهت به بازار را عوض میکند.
به سبک معاملاتی خودت مثل نقشه مترو نگاه کن، نه خود شهر. نقشه مترو برای پیدا کردن مسیر قطار فوقالعاده است، اما اگر بخواهی بهترین رستوران شهر را پیدا کنی، هیچ کمکی به تو نمیکند. اشکال از نقشه نیست؛ اشکال از انتظاری است که از آن داریم.
بازار هم همینطور است.
قبل از اینکه دنبال بهترین سبک باشی، اول تصمیم بگیر میخواهی چه نوع معاملهگری باشی. اسکلپر هستی یا سوئینگتریدر؟ بازار فارکس را دوست داری یا سهام یا کریپتو؟ وقتی مقصدت مشخص شد، تازه میتوانی ابزاری را انتخاب کنی که برای همان مسیر ساخته شده باشد.
تمرین امروز
این تمرین فقط۱۰ دقیقه ازت وقت میگیرد ولی میتونه چند سال بهت بده.
۱. روی یک برگه فقط یک جمله بنویس:
سیستم من در چه شرایطی بهترین عملکرد را دارد؟
اگر جوابش را نمیدانی، یعنی هنوز سیستم خودت را به اندازه کافی نمیشناسی.
۲. آخرین معاملهای که ضرر کردی را نگاه کن و فقط از خودت یک سؤال بپرس:
مشکل از اجرای من بود یا از محدودیت طبیعی سیستمم؟
فقط همین.
معاملهگر حرفهای کسی نیست که ادعا کند کل بازار را میفهمد.
معاملهگر حرفهای کسی است که دقیقاً میداند کدام بخش از بازار را میفهمد، کدام بخش را نمیفهمد و فقط در همان محدوده تصمیم میگیرد.
حرف دینو 💡
بلوغ در معاملهگری از روزی شروع میشود که دست از جستجوی سیستم کامل برداری و شروع کنی به شناختن محدودیتهای سیستم خودت.
