ترید

توهم استراتژی کامل در ترید

یکی از خطرناک‌ترین باورهایی که میان معامله‌گران تازه‌کار و حتی بسیاری از معامله‌گران باتجربه وجود دارد، این است که روزی استراتژی کاملی پیدا خواهند کرد؛ استراتژی‌ای که همیشه درست عمل کند و دیگر نیازی به تحمل ضرر نباشد.

در نگاه اول، این باور کاملاً منطقی به نظر می‌رسد. اگر بتوانیم روشی پیدا کنیم که جهت بازار را همیشه درست پیش‌بینی کند، چرا نباید به دنبال آن باشیم؟

اما واقعیت بازارهای مالی چیز دیگری است. هیچ استراتژی کاملی وجود ندارد و هر معامله‌گری که به دنبال حذف کامل ضرر باشد، .وارد مسیری بی‌پایان و فرسایشی شده است

مغز انسان برای بقا طراحی شده است، نه برای معامله‌گری

در طول تاریخ، اشتباه کردن می‌توانست به قیمت جان انسان تمام شود. به همین دلیل مغز ما به‌طور طبیعی از خطا، عدم قطعیت و ضرر متنفر است، وقتی یک معامله زیان‌ده را می‌بندیم، مغز این اتفاق را به‌عنوان یک تهدید تفسیر می‌کند. در نتیجه، به جای پذیرش اینکه ضرر بخشی طبیعی از فرآیند معامله‌گری است، به دنبال راهی می‌گردد که آن را به‌طور کامل حذف کند.

اینجاست که بسیاری از معامله‌گران وارد چرخه‌ای خطرناک می‌شوند:

ضرر می‌کنند—-تصور می‌کنند مشکل از استراتژی است —- استراتژی را عوض می‌کنند —- چند معامله جدید انجام می‌دهند —- دوباره ضرر می‌کنند —-سراغ یک سیستم جدید می‌روند.

این چرخه ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند.

مشکل اصلی استراتژی نیست

فرض کنید استراتژی شما نرخ موفقیت ۶۰ درصدی دارد. این یعنی از هر ۱۰ معامله، به طور میانگین ۶ معامله سودده و ۴ معامله زیان‌ده خواهد بود.

حال سؤال مهم اینجاست:

اگر آن چهار معامله زیان‌ده پشت سر هم اتفاق بیفتد، آیا همچنان به سیستم خود پایبند می‌مانید؟

بیشتر معامله‌گران پاسخ مثبت می‌دهند، اما آمار و تجربه چیز دیگری را نشان می‌دهد. بسیاری از افراد پس از چند ضرر متوالی، کل سیستم معاملاتی خود را زیر سؤال می‌برند و همه چیز را تغییر می‌دهند.

دلیل این اتفاق ساده است؛ اغلب ما فقط به دنبال میوه‌های درخت هستیم، نه مراقبت و رشد دادن آن.

اگر ضرر نشانه ضعف است، پس چرا بهترین معامله‌گران دنیا هم ضرر می‌کنند؟

اگر ضرر کردن نشانه ضعف باشد، پس چرا موفق‌ترین معامله‌گران و بزرگ‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری جهان نیز معاملات زیان‌ده دارند؟ واقعیت این است که هیچ‌کس آینده بازار را نمی‌داند. تفاوت معامله‌گر حرفه‌ای با معامله‌گر مبتدی در این نیست که حرفه‌ای‌ها ضرر نمی‌کنند؛ تفاوت در این است که آن‌ها ضرر را بخشی از هزینه کسب‌وکار خود می‌دانند. همان‌طور که یک فروشگاه اجاره پرداخت می‌کند یا یک کارخانه هزینه مواد اولیه و برق دارد، معامله‌گر نیز هزینه‌ای به نام ضرر معاملاتی دارد.

البته هزینه‌های دیگری مانند آموزش، ابزارهای تحلیلی، توسعه فردی و حتی کمک گرفتن از روان‌شناس نیز وجود دارند، اما ضرر معاملاتی یکی از اجتناب‌ناپذیرترین هزینه‌های این حرفه است.

اعتیاد به یادگیری؛ دشمن پنهان معامله‌گران

یکی از نشانه‌های این باور اشتباه، اعتیاد به یادگیری مداوم است.

افراد زیادی را می‌شناسم که از نظر دانش بازار، اطلاعات بسیار زیادی دارند؛ کتاب‌های متعدد خوانده‌اند، دوره‌های مختلف گذرانده‌اند و با سبک‌های گوناگون آشنا هستند، اما همچنان در اجرای معاملات مشکل دارند. این افراد دائماً به دنبال اندیکاتور جدید، استاد جدید، دوره جدید یا روش جدید هستند. آن‌ها تصور می‌کنند مشکل از بیرون است، در حالی که اغلب مشکل در اجرای ضعیف، عدم پایبندی به سیستم و نداشتن صبر کافی نهفته است. بسیاری از معامله‌گران نه به دلیل ضعف استراتژی، بلکه به دلیل ندادن فرصت کافی به استراتژی خود شکست می‌خورند.

چند معامله برای قضاوت یک سیستم کافی نیست

یکی از اشتباهات رایج این است که معامله‌گران پس از چند معامله، درباره کیفیت یک سیستم قضاوت می‌کنند. در حالی که هیچ مزیت آماری معناداری با سه، پنج یا حتی ده معامله مشخص نمی‌شود. ارزش واقعی یک استراتژی در تعداد زیادی از معاملات آشکار می‌شود. به همین دلیل معامله‌گران حرفه‌ای روی نتیجه یک معامله تمرکز نمی‌کنند؛ آن‌ها روی کیفیت اجرای فرآیند تمرکز دارند. برای درک بهتر این موضوع، فرض کنید در یک بیمارستان ۱۵ نوزاد متولد شوند. احتمال دارد تعداد دختران و پسران تفاوت قابل توجهی داشته باشد. اما اگر تعداد تولدها به ۵۰۰ برسد، احتمال نزدیک شدن نتایج به میانگین واقعی بسیار بیشتر خواهد شد. معاملات نیز همین‌گونه هستند. هرچه حجم نمونه بزرگ‌تر باشد، تصویر واقعی‌تری از عملکرد سیستم به دست می‌آید.

هدف معامله‌گری حذف ضرر نیست

هدف معامله‌گری هرگز حذف ضرر نیست، هدف اصلی، ایجاد یک مزیت آماری و اجرای منظم آن در طول زمان است.

بازار ذاتاً بر پایه احتمالات حرکت می‌کند و موفقیت در آن زمانی حاصل می‌شود که معامله‌گر بتواند در بلندمدت، مزیت خود را حفظ کند. لحظه‌ای که یک معامله‌گر جستجوی سیستم جادویی را کنار می‌گذارد و به جای آن بر مدیریت ریسک، نظم فردی، کنترل احساسات و اجرای صحیح فرآیند تمرکز می‌کند، مسیر حرفه‌ای شدن او آغاز می‌شود.

جمع‌بندی

رویای پیدا کردن استراتژی کامل، یکی از بزرگ‌ترین تله‌های ذهنی در معامله‌گری است.

هیچ سیستم، اندیکاتور یا روشی وجود ندارد که بتواند ضرر را به طور کامل حذف کند. بازار ذاتاً همراه با عدم قطعیت است و بخشی از موفقیت در آن، پذیرش همین واقعیت است. موفقیت در معامله‌گری متعلق به کسی نیست که هرگز ضرر نمی‌کند؛ بلکه متعلق به کسی است که یاد گرفته چگونه با ضررهای اجتناب‌ناپذیر کنار بیاید، از آن‌ها درس بگیرد و همچنان در بلندمدت سودآور باقی بماند.

نویسنده: رفیع احمد فیضی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *